جسارت عظیم

the-daring-way
کتابی از راهبر افکار، دکتر برنه براون، چشم اندازی نو و تحول‌آفرین برای چگونگی رهبری ‌کردن‌، عشق ورزیدن، کار کردن، فرزندپروری و یادگیری است که به ما قدرت آسیب‌پذیری را می‌آموزد.

عنوان کتاب از این سخنرانی روزولت در دانشگاه سوربون گرفته شده است: «ناقد ارزشی ندارد. همینطور کسی که تمرکزش بر اینست که انسانی قوی چطور زمین خورده یا چطور می‌توانست کار را بهتر از این انجام دهد. ارزش از آن کسی است که در میدان جنگ صورتش آغشته به غبار و شن و خون شده، که شجاعانه تلاش می‌کند، که خوب می‌داند در پایان پیروزی و موفقیت از آن اوست، و در بدترین حالت اگر هم شکست بخورد، جسارتی عظیم داشته است.»

دکتر براون توضیح می‌دهد که چگونه آسیب‌پذیری اساس احساسات دشوار (مثل ترس، غم و اندوه) و ناامیدی و زادگاه عشق، تعلق، شادی، همدلی، نوآوری و خلاقیت است. او می‌نویسد هنگامی که ما خودمان را از آسیب‌پذیری محافظت می‌کنیم، از تجاربی که به زندگی ما هدف و معنا می‌دهد دور می‌شویم.

Daring greatly درباره موفقیت یا شکست نیست. درباره شجاعت است. در جهانی که هیچ‌چیز “هرگز کافی نیست” و ترس تبدیل به طبیعت ثانویه شده است، آسیب‌پذیری ویران‌کننده است. اگر گامی به عقب بر‌داریم و زندگیمان را بررسی کنیم، درخواهیم یافت که هیچ چیز ناراحت کننده‌‌تر، خطرناک‌تر و مضرتر از کنار گود ایستادن نیست. این‌که گوشه‌ای بایستیم و فکر کنیم چه می‌شد اگر ما هم وارد آن رابطه جدی، جلسه مهم، فرایند خلاق یا یک مکالمه دشوار خانوادگی شده بودیم. این کتاب تمرینی است برای اینکه به خودمان اجازه دیده شدن دهیم.


http://editrans.com/daring-greatly/blog

این 3 نفر چگونه زندگی روزمره خود را می‌گذرانند.

Arden_آردن هافمن مدیر نیروی انسانی در شرکت دراپ‌باکس

محل زندگی: سانفرانسیسکو، کالیفرنیا

توصیف نحوه کارتان در یک کلمه: منظم

کامپیوتر مورد استفاده: مک‌بوک‌ایر

نرم‌افزارهای مورد استفاده: اسپاتیفای، نیویورک‌تایمز، آمازون فایر

تنظیم و مدیریت کارها: دراپ‌باکس‌پیپر

چطور انرژی می‌گیرید؟

شنا، یوگا، کتاب خواندن و کوهنوردی.

چقدر می‌خوابید؟

ساعت ۵:۳۰ بیدارم و ۸ ساعت تمام می‌خوابم. بلافاصله هم خوابم می‌برد.

بهترین توصیه‌ای که گرفته‌اید؟

قدردان انسان‌ها باش و این را بهشان بگو. آدمها را بر اساس نقاط قوتشان رهبری کن، نه نقاط ضعفشان.

شغل اولم ژورنالیست مجله PCWorld بود. علاقه‌ام به آدمها باعث شد MBA بخوانم و بر نقش افراد در تحول بانکهای بزرگ و شرکتهای کارت اعتباری متمرکز شوم. در سال ۲۰۱۴ وارد دراپ‌باکس شدم. مدیر منابع انسانی و استخدام نیرو هستم و کمک می‌کنم تا تیم‌ها و فرهنگ کارشان در شرکت شکل بگیرد.

بهترین تکنیک مدیریت زمانم این است که لیست کارهای روزانه‌ام را طولانی نمی‌کنم. ایمیل‌ها را اول وقت چک می‌کنم و هر کاری به من محول شود بلافاصله انجام می‌دهم. کارها در کارتابل و ایمیلم نمی‌مانند و هرگز کارهایم را به تعویق نمی‌اندازم.

http://lifehacker.com/im-arden-hoffman-head-of-people-at-dropbox-and-this-i-1789276164


Ven Laiون لی،‌ طراح خلاق شرکت شورولت

محل زندگی: وارن، میسوری

توصیف نحوه کارتان در یک کلمه: دقیق

کامپیوتر مورد استفاده: مک‌پرو یا آی‌مک

نرم‌افزارهای مورد استفاده: محصولات ادوبی. اینستاگرام.

تنظیم و مدیریت کارها: قلم و کاغذ. همیشه یک دفتر طراحی و قلم مشکی همراهم دارم.

چطور انرژی می‌گیرید؟

هوای آزاد، بازی با سگم، آشپزی

چقدر می‌خوابید؟

خواب زیادی ندارم. ساعت ۵ تا ۶ بیدارم و ساعت ۱۲ تا ۱ می‌خوابم. برای من کافی است.

بهترین توصیه‌ای که گرفته‌اید؟

گرسنه و متواضع بمان.

از شغل قبلی ام که طراحی لباس و پارچه بود، تجربه طراحی داشتم. درباره طراحی اتومبیل و رنگها چیزی نمی­دانستم اما به هرحال شغل را قبول کردم. یکی از ماشینهایی که طراحی کردم Chevy Cruze بود و یادم هست که چه تاثیر عظیمی بر جهان طراحی اتومبیل گذاشت. از اینستاگرام برای ارائه کارهایم و همچنین برای ایده گرفتن استفاده می­کنم. عاشق تلفن همراهم هستم و خوشم می­آید که گوگل نیازهایم را پیش­بینی می­کند.

http://lifehacker.com/im-ven-lai-creative-designer-at-chevrolet-and-this-is-1791633250


hrb9yivv7kidztnmmde9مکس لوچین، مدیر عامل و بنیان‌گذار پی‌پال

محل زندگی: سانفرانسیسکو، کالیفرنیا

توصیف نحوه کارتان در یک کلمه: خستگی‌ناپذیر

کامپیوتر مورد استفاده: مک‌بوک‌پرو

به چیزی در زندگیتان وابستگی دارید: دوچرخه‌ام. اگر قرار باشد جایی بیش از یک هفته بمانم حتما دوچرخه‌ام را با خود می‌برم. و دفترچه یادداشتم چون هنوز به یادداشت روی کاغذ اعتقاد دارم.

تنظیم و مدیریت کارها: فقط با لپ‌تاپم و هدفون

چطور انرژی می‌گیرید؟

با آشپزی خلاقانه برای فرزندانم.

چقدر می‌خوابید؟

من آدم خوش‌شانسی هستم، زیرا پس از ۱۰ ثانیه از سر بر بالش گذاشتن خوابم می‌برد. هر ۲ سال یکبار طعم بی‌خوابی را می‌چشم. بین ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۱ شب می‌خوابم، هدفم ۷ ساعت خواب مفید است ولی ۵ ساعت هم برای من کافی است.

من قبل از هر چیز خودم و مشکلات پیشرویم به عنوان یک دانشمند کامپیوتر و ریاضی را می‌بینم. دیدگاه من از زندگی از اصول اولیه ساخته شده است. من در کی‌یف اکراین متولد شدم. تقریبا هر فردی در خانواده من یک دانشمند بود. من سرمایه‌گذار و بنیانگذار صدها شرکت (در درجه اول از طریق سرمایه‌گذاری و نوآوری در آزمایشگاه، HVF) هستم، که مهمترین آن‌ها pay pal, Yelp, Slide, Glow, Affirm  است.

http://lifehacker.com/im-luis-von-ahn-ceo-of-duolingo-and-this-is-how-i-wor-1791884794


http://editrans.com/how-these-3-people-lived-theair-lives-blog

یک مترجم همواره در حال یادگیری است

sdl-adaptivemt-sdl-trados-studio-2017-1
هیریم[۱]، دانشجوی کارشناسی ارشد مترجمی زبان انگلیسی، تجربه و بینش خود که حاصل حضورش در ۳ نشست بوده را به اشتراک گذاشته است.

پنجاه و هفتمین کنفرانس سالانه ATA، امسال، دوم تا پنجم نوامبر در سان فرانسیسکو، کالیفرنیا، برگزار شد. در این کنفرانس، بیش از ۱۷۰ نشست آموزشی در موضوعات، زبان‌ها و روش‌­های[۲] مختلف وجود داشت. این همه نشست فقط در چند روز! انتخاب میان آن‌ها خیلی سخت بود. اما در نهایت، باید تصمیم می‌گرفتم و حال می‌خواهم تجربیات خود را از سه نشست به اشتراک بگذارم.

♦ ترجمه ثبت اختراع[۳]: رفتار دوستانه با تعدادی از ابزارهای بازار ترجمه

یکی از این نشست‌ها که علاقه من را بر می‌انگیخت عنوانی چنین داشت :”ترجمه ثبت اختراع: رفتار دوستانه با تعدادی از ابزارهای بازار ترجمه“. این نشست توسط فرانسوا هرمان[۴] برگزار می‌شد، که در دانشکده مطالعات حرفه ای دانشگاه نیویورک[۵]، ترجمه ثبت اختراع و ترجمه پزشکی را تدریس می‌کند. من تصمیم گرفتم در این نشست حضور پیدا کنم چرا که شنیده بودم ترجمه اختراع، درمیان بین بعضی مترجمین، حوزه­ی بسیار معروفی بود. از آن جایی که در دانشگاه محل تدریس من، هیچ کلاسی مختص به این حوزه وجود نداشت، علاقمند بودم در این حوزه بیشتر بدانم.

همان طور که در عنوان نیز آمده است، سخنران این نشست، ارائه­ای در مورد این که مترجمان حق ثبت هنگام ترجمه چنین اسنادی، بایستی به کدام منابع رجوع کنند، ایراد کرد. این ابزارها شامل اداره ثبت اختراعات اروپا[۶] (EPO)، اداره ثبت اختراعات و علائم تجاری ایالات متحده[۷] (USPTO)، سازمان جهانی مالکیت معنوی[۸] (WIPO) برای مجموع بیش از ۱۵۰ میلیون سند می‌شود.

یکی از اظهارات به یاد ماندنی در این نشست، توضیح وی در مورد تفاوت‌های بین ترجمه حق ثبت اختراع و سایر انواع ترجمه بود. برای ترجمه ثبت اختراع، بهترین منبع برای پیشینه تحقیق[۹] خود اختراع است. عمدتا به این دلیل که کاربردهای اختراع به اطلاعات دقیق در مورد اختراع مانند کاربرد، حوزه و پیش­‌زمینه نیاز دارند. هم چنین ممکن است در کشورهای مختلف، نسخه‌های متعددی از آن اختراع وجود داشته باشد بدین معنی که باید اطلاعات بیشتری مورد مطالعه قرار گیرد. علاوه بر این، بعضی از سازمان‌های ثبت اختراع، وب سایت­‌هایی به زبان‌های متعدد دارند که در این صورت ترجمه‌های رسمی به آسانی در دسترس مترجمان بوده و می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند.

♦ قبل از آغاز پروژه، در طی آن و پس از آن، از پرداخت دستمزد مطمئن شوید.

عنوان موضوع جالب دیگر از این قرار بود “قبل از آغاز پروژه، در طی آن و پس از آن، از پرداخت دستمزد مطمئن شوید” که توسط تد آر وزنیک[۱۰]، مسئول امور مالی[۱۱] ATA، مترجم و رئیس Payment Practices ارائه می‌شد. این نشست به یکی از موضوعات مهم و حساس برای مترجمین می‌پرداخت. از آن جایی که داستان‌های زیادی در مورد مترجمینی که دستمزد کارشان را دریافت نمی‌کردند، خوانده یا شنیده بودم؛ می‌خواستم یاد بگیرم چگونه می‌توان از چنین پیشامدی اجتناب کرد.

یکی از نکات مهمی که در این نشست مطرح شد این بود که هر کسی باید خودش تصمیم بگیرد که چه نوع شرایط پرداختی برایش قابل قبول است. برای مثال، بعضی‌ها ممکن است نخواهند با شرکتی کار کنند که دوره پرداخت هایش، ۹۰ روزه است در صورتی که ممکن است بعضی دیگر با این شرایط مشکلی نداشته باشند. این در نهایت، به نظر مترجم بستگی دارد.

سخنران از منظر شیوه‌های پرداخت سازمان­ها،‌ به اهمیت تحقیقات در کاهش ریسک کار کردن با سازمان­هایی که میزان پرداختی آن‌ها از حد میانگین پایین­تر[۱۲] است، تاکید ویژه کرد. او از بعضی منابع موجود مانند لینکدین، یاهو، گوگل، لیست‌های ایمیل[۱۳] و وب سایت‌های مترجمی مانند Proz.com نام برد. بعضی از این‌ها مانند Hall of Fame & Shame در TranslatorsCafe نیاز به پرداخت حق اشتراک دارند اما بعضی دیگر مجانی هستند. سخنران مزایا و معایب بعضی از این منابع را مورد بحث قرار داد. در مجموع، این نشست برای مترجمانی که نگران شیوه‌های پرداخت هستند، بسیار مفید و آموزنده بود.

♦ بررسی کیفیت بومی‌­سازی[۱۴] در نت فلیکس[۱۵]: ارتقا کیفیت در بومی‌سازی آثار سمعی بصری

از دید یک مصرف کننده ترجمه، نمی‌توانستم حضور در حداقل یک نشست را از دست بدهم –نت فلیکس. نت فلیکس، ارائه دهنده جهانی خدمات سرگرمی آنلاین، در سال ۲۰۱۶، خدماتش را در بیش از ۱۳۰ کشور جدید در سراسر جهان راه‌­اندازی کرد. در همان سال، آن‌ها ۲۰ زبان جدید به لیست خود اضافه کردند. این امر بدان معناست که برای بومی‌­سازی و ترجمه محتوا، نیاز شدیدی وجود دارد.

نت فلیکس، پلت فرم کنترل کیفیت (QC) مخصوص به خود را برای بومی سازی محتواهایش، ارائه کرد. این شرکت دارای یک فرآیند کنترل کیفیت فنی و زبانی است تا از مثبت بودن تجربه مشتری و خلاقانه بودن محتوا، اطمینان حاصل شود. از آن جایی که این پلت فرم مبتنی بر رایانش ابری[۱۶] است، نت فلیکس می­تواند با بسیاری از ارائه­‌کنندگان خدمات و ‌
زبان­‌شناسان همکاری موثری داشته باشد. سخنران این نشست هم چنین عنوان کرد که خصوصیات و راهنمای کنترل کیفیت نت فلیکس در سایت این شرکت قابل دستیابی است. نکته طلایی در این نشست، اطلاعاتی بود که در مورد نحوه انتخاب فریلنسرهای QC این شرکت به اشتراک گذاشته شد. دارا بودن سطح مهارت زبانی بومی در زبان مقصد، آشنایی با زبان انگلیسی، و تجربه در تهیه زیرنویس و دوبله، توانمندی‌های کلیدی برای انتخاب می‌باشند.

[۱] Hyerim

[۲] tracks

[۳] Patents Translation

[۴] Françoise Herrmann

[۵] New York University School of Professional Studies

[۶] European Patent Office (EPO)

[۷] United States Patents and Trademark Office (USPTO)

[۸] World Intellectual Property Organization (WIPO)

[۹] background research

[۱۰] Ted R. Wozniak

[۱۱] treasurer

[۱۲] subpar

[۱۳] mailing lists

[۱۴] Localization

[۱۵] Netflix

[۱۶] cloud


http://editrans.com/a-translator-is-a-canstant-learner/blog

قوانین ترجمه صحیح

Writing-for-Global-Audiences_700x355_header
برای جلوگیری از مشکلات شایع در ترجمه، باید هنگام نوشتن، چند قانون کلی را در ذهن داشته باشید. برای درک بهتر خواننده، جملات خود را ساده و موجز نگه‌دارید. زیرا وضوح، اختصار و ساختار درست می‌تواند ترجمه‌ای با کیفیت خلق کند و به جریان کار و بازدهی کلی کار ترجمه سرعت ببخشد.

۱۰ قانون که هنگام ترجمه کردن باید به خاطر داشته باشید عبارتند از:

۱- جملات را کوتاه نگه دارید.

برای افزایش درک و ترجمه ساده‌تر و رساندن هدف و افزایش قابلیت خواندن از ۲۰ کلمه یا کمتر استفاده کنید. من اغلب از خودم می‌پرسم چه چیزی واقعا مهم است؟ چگونه منظورم را به سادگی برسانم؟ جملات را با صدای بلند بخوانید. این کار کمک می‌کند تا جملات را کوتاه و جذاب نگه‌دارید.

۲- در صورت امکان از ترتیب استاندارد زبانی استفاده کنید.

این ترتیب در زبان انگلیسی به‌صورت فاعل، فعل و مفعول با ترکیب‌های توصیفی است. از ساختار دستور زبانی صحیح و علامت‌گذاری مناسب مطمئن شوید.

Writing-for-Global-Audiences.Standard-Word-Order-V2-13ساده‌ترین چیزها را هم کنترل کنید. شاید در متن مبدا هم اشتباهاتی وجود داشته باشد. مترجمان اغلب اشتباهات متن مبدا را پیدا می‌کنند. اما این کار نباید تبدیل به ویرایش متن مبدا شود. این کار وظیفه شما نیست و وقت‌تان را تلف می‌کند.

۳- از ردیف کردن رشته اسامی طولانی اجتناب کنید.

وقتی که حروف ربط برای ایجاز حذف می‌شوند، خواننده باید ارتباط بین کلمات را با درک شخصی استنباط کند. اگر مجبور باشید برای فهمیدن یک جمله چندین بار آن را بخوانید، پیچیدگی آن بعد از ترجمه چندین برابر خواهد شد. در این حالت احتمال برداشت‌های غلط از معنای جمله‌ی اصلی یا ترجمه آن بسیار بیشتر خواهد شد.

۴- برای معرفی یک مفهوم واحد از یک اصطلاح استفاده کنید.

استفاده از معادل‌ها یا مترادف‌های یک کلمه سد راه یک ترجمه روشن است. هرزمان که چیزی می‌نویسید به یک شیوه و روش بنویسید. برای نشان دادن یک مفهوم واحد از راه‌های مختلف استفاده نکنید. این کار نه تنها بر استحکام کلی ترجمه تاثیر می‌گذارد، بلکه حافظه ترجمه را هم تضعیف می‌کند که خود می‌تواند به کاهش کیفیت، افزایش هزینه و چرخش کار منجر شود. استفاده از حافظه ترجمه به این معناست که از ترجمه‌های موجود استفاده کنید. اگر لازم نیست از صفر شروع نکنید.

Writing-for-Global-Audiences.Uniform-word-choice-14
۵- حتی‌الامکان از ترجمه متن طنز اجتناب کنید.

این متن‌‌ها به‌ندرت در ترجمه منتقل می‌شوند. در مورد لهجه‌های خاص، عبارات محلی و استعاره نیز داستان بر همین منوال است. تجربهٔ واقعی من این بود که شخصاً نمی‌دانستم ترجمهٔ “knocking it out of the park” یا “grand slam” چیست تا اینکه در سال ۲۰۰۴ به بوستون آمریکا رفتم و بازی‌ فوتبال آمریکایی را دیدم. الان معنای آن عبارات را درک می‌کنم، اما این احتمال وجود دارد که بسیاری از مترجمان مثل من با دیدن ورزش‌های آمریکایی سردرگم شوند. اصطلاحات همیشه قابل فهم عمومی و قابل ترجمه نیستند.

۶- ترجمه با تاریخ‌های بین‌المللی باید مشخص و واضح باشد.

اعداد بزرگ، مقیاس‌های وزن، قد، عرض، دما، زمان، شماره تلفن، پول و غیره نیز باید به زبان مقصد برگردانده شود.

 مثلاً ۰۹/۰۷/۲۰۱۵ سپتامبر است یا جولای؟ بسته به اینکه کجا باشیم، ممکن است ماه در سمت چپ یا وسط نوشته شود. یعنی همین تاریخ در سوییس جولای خوانده می‌شود و در آمریکا سپتامبر. مطمئن‌ترین گزینه ذکر نام ماه یا مخفف آن است.

Writing-for-Global-Audiences.Date-Format-12

۷- از ضمایری مثل that و which استفاده کنید.

این ضمایر درک خواننده از جمله را بهتر می‌کنند حتی اگر در نظر اول به نظر ضروری نرسند.

جمله «The software ‏that he licensed expires tomorrow» بهتر و قابل‌فهم‌تر از «‏software he licensed expires tomorrow» است.

۸- از افعال ترکیبی (ترکیب یک فعل با یک یا چند حرف اضافه) پرهیز کنید.

این افعال جمله را پیچیده‌تر می‌کنند. به طور مثال از فعل “met” به جای “ran into” استفاده کنید. افعال ترکیبی اغلب دارای معانی متعدد و غیررسمی هستند. مراقب افعال دو یا سه کلمه‌ای باشید. در خیلی از فرهنگ‌ها درک این فعل‌ها بسیار سخت است.

۹- به‌جای افعال مجهول از افعال معلوم استفاده کنید.

افعال معلوم مستقیم‌ و قابل فهم‌ترند و راحت‌تر ترجمه می‌شوند. کلماتی مثل “was” و  “by” نشان‌گر استفاده از فعل مجهول است. به طور مثال:

The software was upgraded by the user یک ساختار مجهول است که بهتر است به صورت معلومِ:

The user upgraded the software نوشته شود.

۱۰- از تناسب ترجمه مطمئن شوید.

متن انگلیسی اغلب کوتاه‌تر از زبان‌های دیگر است، این یعنی شما در ترجمه باید فضای بیشتری برای توضیح ‌در نظر بگیرید (تا ۳۵٪). تفاوت نه تنها در طول جمله، بلکه در طول تک‌کلماتی است که ممکن است در زبان مقصد به عنوان کلمات مرکب ترجمه شوند.Writing-for-Global-Audiences.Translated-Text-Length-V2-11


http://editrans.com/writing-for-translation/blog

لینکدین برای کسب و کار

linkedin-business
برایان کارتر در این کتاب پیشنهاد می‌کند که تا جایی که می‌توانید مخاطبین لینکدین خود را افزایش دهید. مثال او برای این مورد بیل واترهاوس است که عضویت در لینکدین برایش ارزشی نیم میلیون دلاری داشت. بیل به کل لیست کانتکت‌های ایمیلش پیامی فرستاد تا از این طریق کانتکت‌های لینکدینش را افزایش دهد و بلافاصله از طرف یکی از آنها پیشنهاد کاری دریافت کرد که منجر به عقد قرارداد ۴۵۰ هزار دلاری شد.

بازاریابی اینترنتی برای هر شرکت بسته به خدمات و حجم کاری شرکت فرق می‌کند. اما ۱۵ اصل زیر در مورد بازاریابی اینترنتی و به طور خاص در مورد بازاریابی لینکدین صادق است:

۱- استراتژیک فکر کنید و یک رویه خاص را دنبال کنید.

۲- هدف خود را بشناسید و آن را بسنجید.

۳- پیشرفت خود را با وب‌آنالیتیک اندازه‌گیری کنید.

۴- تاکتیک‌هایتان را بر اساس نتایج وب‌آنالیتیک بهینه کنید.

۵- مخاطب هدف‌تان را بشناسید.

۶- با مخاطب کارتان با ارسال پیام اختصاصی و صحیح تماس بگیرید.

۷- بارها و بارها آزمون و خطا کنید.

۸- تمام کارها را در مسیر استراتژی‌تان قرار دهید.

۹- برای مخاطب‌تان ارزش بیافرینید.

۱۰- به اشتراک گذاشتن محتوا و محصولاتتان را برای افراد آسان کنید.

۱۱- روابط جدید را خلق کنید، ‌بسازید و نگه دارید.

۱۲- گشاده‌دست باشید.

۱۳- مخاطبی بسازید که ارتباط مکرر با وی راحت باشد.

۱۴- سیاست‌هایی برای رفتار اینترنتی‌تان تعیین کنید.

۱۵- پرسنل‌تان را برای تعهد به اقدامات فروش و بازاریابی تقویت کنید.


http://editrans.com/bussiness-for-linkedin/blog

7 جمله‌ای که هرگز از انسان‌های موفق نمی‌شنوید.

Presentation1

موفقیت یک‌شبه به‌دست نمی‌آید. رسیدن به آن مستلزم کار زیاد، صرف زمان و تعهد به کار است.

گرچه هر یک از آدم‌های موفق متفاوت مسیری متفاوت را طی می‌کنند، مقصد همه یکی ‌است: موفقیت.

وجه مشترک همه افراد موفق به بلوغ رسیدن و بزرگ شدن آنها در طول این مسیر است.

در اینجا به هفت عبارتی اشاره می‌کنیم که هرگز از افراد موفق نمی‌‌شنوید، چرا که این جملات در تضاد با نگرش غیرقابل توقف آنهاست.

۱- “I hate my job”

از شغلم متنفرم، از این شرکت متنفرم، رئیسم یک احمق است.

یکی از ویژگی‌های تحسین‌شده در افراد موفق این است که هرگز نظرات قطعی و منفی در مورد کار یا محل کار خود نمی‌دهند، حتی اگر از شرایط ناراضی باشند یا در محیطی با انرژی منفی کار کنند. این عوامل منفی چیزی جز کاهش سرعت شما در سفر به ‌سوی موفقیت نیست. افراد موفق به جای توهین به یک فرد، شغل یا شرکت، به‌دنبال حل و فصل موضوع با تاکتیک‌ها و در بی‌طرفی کامل هستند.

۲- “That’s not fair”

منصفانه نیست. حق من بیشتر از او بود.

آیا رقیبتان جایزه ادبی، تشویق یا تقدیری دریافت کرده و شما هیچ، در حالی که شما ۲ برابر بیشتر از او متمرکز و موفق بودید؟ اشتباهی که افراد موفق هرگز مرتکب نمی‌شوند این است که از بی‌عدالتی‌های زندگی ناله و گلایه نمی‌کنند. لازم نیست به بی‌عدالتی زندگی خو بگیرید. موفقیت به شما هدیه نمی‌شود، بلکه باید کار کنید تا آن را بدست آورید و ضمن انجام کار نیز باید خودتان را نشان بدهید.

به جای آه و ناله باید در موارد این‌چنینی پیشگام باشید و نه منفعل.

این نگاه به مسائل فقط تاثیر منفی بر شما می‌گذارد. اگر‌فکر می‌کنید که خیلی شایسته‌تر هستید، آن را با ارائه کار قوی اثبات کنید.

۳- “That’s not how it’s done here”

ما اینجا این کار را این‌طوری انجام نمی‌دهیم. یا راه این کار همیشه همین بوده است.

نوآوری از ویژگی‌های کلیدی افراد موفق است، فرقی ندارد که در چه زمینه‌ای فعالیت می‌کنند. برای یادگیری باید به آغوش چیزهایی‌جدید‌‌ بروید‌‌‌ و از‌ ترک سنت‌ها نترسید. هیچ‌کس‌تاکنون‌ بدون‌ ‌آزمودن‌‌‌ چیزهای‌جدید به موفقیتی بزرگ دست نیافته‌است.

استیو جابز عاشق نوآوری بود و همین شوقش منجر به خلق شگفت‌انگیز آیفون و آیپد و دیگر دستگاه‌هایی شد که جهان را تغییر داد.

جابز در جایی گفته است: نوآوری، رهبران را از مقلدان متمایز می‌کند.

۴- “That’s not my job”

این کار من نیست.

مشکل من نیست، من آنقدر پول نمی‌گیرم که این کار را انجام دهم.

این یک اصل است که افراد موفق واقعی به این جمله باور دارند: اگر واقعا موفق باشی، کمک می‌کنی که دیگران هم موفق باشند. یک مثال برای این جمله، این گفته‌ وارن بافت است که: اگر کسی امروز زیر سایه درختی نشسته مدیون کسی است که مدت‌ها قبل آن درخت را کاشته است. با تیم همکاری کنید تا به موفقیت نزدیک‌تر شوید. اگر عضو فعال تیم نباشید موفقیت هرگز سراغ شما نخواهد آمد. ممکن است شما ثروتمند یا موفق باشید، اما در پشت پرده، سخت‌کوشی و فداکاری  کارکنان و اعضای کسب‌وکار و یا سازمان شماست که دلیل واقعی این موفقیت و شهرت ‌‌است.

۵- “That’s impossible”

امکان ندارد.

نمی‌شود انجام داد، من نمی‌توانم این کار را انجام دهم.

افراد موفق می‌دانند که مرزها و محدودیت‌ها تنها از ذهن ما خلق می‌شوند و این محدودیت‌ها را خودمان در ذهنمان ایجاد می‌کنیم. گفتن چنین عباراتی شما را از رسیدن به عظمت و بزرگی باز‌می‌دارد. افراد پربازده به جای شکایت از موانع و مشکلات، راهی در اطراف موانع پیدا می‌کنند و از خلاقیت خود برای به چالش کشیدن آت استفاده می‌کنند. کلماتی مثل “نمی‌توانم”، “نمی‌خواهم” و “غیرممکن است” هرگز از دهان افراد موفق شنیده نمی‌شود. آنها می‌دانند شکایت کردن کمکی نخواهد کرد، بلکه باید کاری برای حل آن مسئله انجام دهند.

۶- “I could have”

می‌توانستم کار دیگری بکنم

باید آن راه را هم امتحان می‌کردم

حسرت و فکر به این که چه کاری می‌توانستیم انجام دهیم و ندادیم از بدترین حس‌های فردی است.

به دو دلیل افراد موفق نمی‌خواهند پشیمانی جای فرصت را بگیرد: یا از فرصت بهترین استفاده را می‌کنند و منتظر شانس و اتفاق نمی‌مانند، یا پیش می‌روند و فرصت بعدی را پیدا می‌کنند.

۷- “I have no choice”

کار دیگری از دستم برنمی‌آید. گزینه دیگری ندارم. هر کار می‌شد کرده‌ام.

همیشه گزینه‌ها و امکا‌ن‌های دیگری هم وجود دارد و افراد موفق می‌دانند چطور راهشان را به این گزینه‌ها باز کنند. اینکه فکر می‌کنیم راه‌حل جدیدی باقی نمانده اغلب به این دلیل است که خودمان را قربانی می‌بینیم و ضعیف‌تر از شرایط محیط‌مان.


http://editrans.com/7-sentences-successful-people-never-say/blog

راهنمای مختصر اخلاقی برای مترجمان شفاهی و مترجمان

brief-guide
مترجمان شفاهی و مترجمان، تنها راه ارتباطی بین افرادی هستند که به زبان های مختلف صحبت می کنند.

به دلیل این که این افراد برای تفسیر موقعیت‌های حساس و استرس‌زا به کار گرفته می‌شوند، یک منشور اخلاقی[۱]، توسط انجمن بین‌المللی مترجمان شفاهی پزشکی[۲] برای مترجمان شفاهی پزشکی تدوین شده است. اما این دستورالعمل‌ها برای مترجمان و مترجمان شفاهی فعال در سایر حوزه‌ها نیز مورد استفاده است. در زیر خلاصه ای از نکات اصلی این منشور اخلاقی آورده شده است.

♦‌ حفظ محرمانگی

به عنوان یک مترجم شفاهی یا مترجم، احتمال دارد با اطلاعات محرمانه یا حساس‌ سر و کار داشته باشید. حتی اگر این مسئله بدیهی به نظر برسد، مشتری‌ها نیاز دارند اطمینان حاصل کنند که می‌توانند به شما اعتماد کرده و شما این اطلاعات را با افراد دیگر، به اشتراک نخواهید گذاشت. فقط با اجازه مشتری‌تان می توانید این اطلاعات را با فرد دیگری به اشتراک گذاشته یا در مواردی که به دلایل مرتبط با ایمنی یا حقوقی، نیاز فوری به اشتراک‌گذاری آن‌ها وجود داشته باشد.

♦‌ دقیق بودن

مترجمان شفاهی و مترجمان برای قابلیتشان در درک صحیح گفته‌های یک مشتری و انتقال دقیق آن به مشتری دیگر، استخدام می‌شوند. همان طور که در راهنمای IMIA[۳] به آن اشاره شده شما بایستی “زبان و حالت تفسیری را انتخاب کنید که به دقیق‌ترین شکل، محتوا و روح پیام را انتقال می‌دهد”. این مسئله به خصوص برای مترجمان شفاهی حائز اهمیت است چرا که آن‌ها وظیفه ترجمه تعاملات بلادرنگ را برعهده دارند. بخش عمده ارتباطات انسانی، نه از طریق کلمات، بلکه از طریق حالات چهره، تن صدا، زبان بدن و غیره به تصویر کشیده می‌شود. مترجمان شفاهی بایستی مشتریان خود را وادار کنند که به جای نگاه به آنان، به یکدیگر نگاه کنند و تماس چشمی برقرار کنند تا بتوانند این سرنخ‌های غیرکلامی را نیز دریابند. اما حتی در این صورت نیز ممکن است نتوانند به درستی متوجه شوند.

♦‌ حساس بودن به سوء تفاهم های فرهنگی

موقعیت هایی وجود دارد که در آن‌ها، انتقال اطلاعات به تنهایی کافی نیست. شما، به عنوان کارشناس فرهنگ هر دو زبان، بایستی از تفاوت‌های فرهنگی که می‌توانند در ارتباط موثر، تداخل ایجاد کنند، آگاه باشید. به عنوان یک مترجم شفاهی، اگر در موقعیتی قرار گرفتید که به نظر می‌رسید چنین اتفاقی دارد می افتد، این وظیفه شماست که آن چه می توانید انجام دهید تا به مشتریان خود کمک کنید این سوءتفاهمات برطرف شود. به عنوان یک مترجم، بایستی هر نوع سوء برداشت از متن ترجمه شده خود را، پیش بینی کرده و آن را به نحوی مطابقت دهید که معنای اصلی به خواننده انتقال یابد.

♦‌ حفظ بی‌طرفی

شما تنها در صورتی می‌توانید پیام فردی را به صورت دقیق، انتقال دهید که آن را آغشته به احساسات و نظرات خود نکنید. شما به خاطر مهارتتان در زبان و تفاوت‌های فرهنگی به کار گماشته شده‌اید؛ حتی اگر در مورد موضوع فعلی، دانش دارید و آموزش دیده‌اید، کار شما این نیست که در مورد آن نظر بدهید. این مسئله به خصوص برای مترجمان شفاهی حائز اهمیت است. مشتری‌ها ممکن است نتوانند بین نظرات شما و نظرات طرف مقابل، تمایز قائل شوند و به این دلیل، تزریق نظراتتان می‌تواند نادرست و مضر باشد.

اگر نسبت به یک یا هر دو مشتری، دلبستگی شخصی دارید و این مسئله ممکن است بر قابلیت بی‌طرفی شما تاثیر بگذارد، بهتر است کناره‌گیری کرده و اجازه دهید مترجم شفاهی دیگری این کار را انجام دهد.

♦‌ حرفه‌ای بودن

تنها ماموریت‌هایی را به عهده بگیرید که برای آموزش و تخصص شما مناسب باشند – هم از نظر موضوع یا موقعیت، و هم از نظر تسلط به زبان. فروتنی و صداقت کافی داشته باشید تا اگر ماموریت پیشنهاد شده، از حوزه‌ی دانش شما خارج است، از پذیرش آن امتناع کنید.

♦‌ به روز بودن و به دنبال پیشرفت حرفه‌ای بودن

زبان‌ها دائما در حال تحول‌اند و همواره در همه زمینه‌ها، اصطلاحات جدید معرفی می‌شوند. شما بایستی از این تغییرات آگاه باشید تا بتوانید به طور موثر، کار ترجمه و تفسیر را انجام دهید.

با درگیر شدن در آموزش مداوم و در تماس بودن با دیگر متخصصان و سازمان‌ها در حوزه خود، دانش و مهارت های خود را ارتقا دهید. این امر به شما کمک می‌کند که همیشه مطلع بوده و مترجم یا مترجم شفاهی موثرتری بهتری شوید.

[۱] Code of Ethics

[۲] International Medical Interpreters Association

[۳]IMIA guideline


http://editrans.com/a-brief-guide2/blog